السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

277

تفسير الميزان ( فارسي )

است معجزه كه بر صحت رسالت من دلالت دارد ، و شما علمتان به قرآن بسيار كم است ، و احاطه به آن نداريد تا بتوانيد مثل آن را بياوريد ، سپس اضافه كرده‌اند كه آيه بعد هم كه مىفرمايد : * ( « وَلَئِنْ شِئْنا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ » ) * اين معنا را تاييد مىكند . اين قول نيز صحيح نيست ، و همان ايرادى كه به وجه قبلى كرديم به اين نيز وارد است ، زيرا صرف اينكه در كلام خداى سبحان روح به معناى قرآن آمده باشد دليل نمىشود بر اينكه هر جا كه اين كلمه اطلاق شده به معناى قرآن بوده باشد ، علاوه بر اين قبلا هم گفتيم كه روح در آيه « وَكَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا » به معناى قرآن نيست ، و اشكالى را هم كه به اين معنا وارد مىشد بيان نموديم ، از اين هم كه بگذريم آيه « و لو شئنا » كه بعد از آيه مورد بحث قرار دارد چنين نيست ، كه تنها اين قول را تاييد كند ، بلكه مؤيد اقوال ديگرى نيز هست . بعضى « 1 » ديگر گفته‌اند : مراد از روح ، روح انسانى است ، چون متبادر از آن هر جا كه اطلاق شود همين معنا است ، و پاسخ * ( « قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي » ) * در حقيقت ، طفره رفتن از جواب و نهى از غور در فهم حقيقت روح است ، چون روح از امر خداست كه خدا علم آن را به خود اختصاص داده و احدى را به حقيقت آن راه نداده است . قائلين به اين قول سپس اختلاف كرده‌اند در اينكه آيا روح جسمى است هوايى و لطيف كه در جوف بدن آمد و شد مىكند ، و يا آنكه جسمى است هوايى در هيات و شكل بدن كه در بدن حلول نموده بعد از مرگ از بدن بيرون مىشود ، و يا آنكه اجزاى اصلى بدن است كه در قلب جاى دارد ، و يا آنكه حالتى است براى بدن ، و يا آنكه همان بدن آدمى است و يا چيزى غير اينها ، و هر كدام از ايشان يكى از اين احتمالات را اختيار كرده‌اند . اشكال اين قول اين است كه قبول نداريم متبادر از لفظ روح در كلام خداى سبحان روح آدمى باشد ، و دقت و تدبر در آيات كريمه اى كه متعرض كلمه روح شده احتمالاتى را كه اين قائلين بر سر آنها اختلاف كرده‌اند همه را دفع مىكند . بعضى ديگر گفته‌اند : مراد از روح ، مطلق روحهايى است كه در كلام مجيد خداى تعالى آمده ، و مقصود از سؤال اين است كه آيا اين روحها كه در قرآن آمده آيا قديمند يا حادثند ، جواب داده كه روح ، حادث از امر خدا و فعل او است و فعل خدا حادث است نه قديم .

--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 437 .